تبليغاتX
نمکپاش - تولدت مبارررررررررررررررررررک
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
تولدت مبارررررررررررررررررررک
          تولدت مبارک 

سلام سلام ...

خوبی ؟ خوشی ؟ چه خبرا ؟ چی کار می کنی ؟ خوش میگزره ؟

شناختی منو ؟؟؟؟

یه آبجیه بی معرفت اومده تولد داداش بی معرفت تر از خودشو تبریک بگه ...

(این نوشته ها فقط یه تبریکه ...  و از داشتن هر گونه اعتبار دیگه ای ساقطه )

حالا که شناختی منو بگو ببینم دلت چه قدر واسم تنگ شده ؟؟؟

می دونم خیلی تنگ شده بوده ... مورچه رو دیدی ؟؟؟ اندازه سوراخ جورابش

ولی بعضی وقتا نبودن ... وجود نداشتن لازمه ....

همیشه در کنار نیستی ها داشتن معنی پیدا می کنه ...

یا شاید بهتره بگم هدف وسیله رو توجیه می کنه ... !!!

خب حالا تولد گرفتی کیا رو دعوت کردی ؟ من که گل سرسبدم

به صرف چی ؟ شام ؟ ناهار ؟ نمی دونی گشنم ؟

تولد پارسالت یادته ؟

کیک تولدتو ملیکا برات فرستاد ...

نت ما قطع بود ...

چه زود گذشت ...

بد گذشت ...

دیگه گذشت اون زمون که رو حیاط یا رو بوم

میشستی با پودرو آب پهن میکردی تو آفتاب ...

میبینی تو رو خدا ؟؟؟ قبلنا کم داشتم الان دیگه اصلا ندارم

می دونی چیه ؟؟؟

بعضی وقتا عقده ها و حرفای خاک خورده تو دل آدما که میتونست

به صورت مهر و عاطفه زده بشه

تبدیل به شرو ور میشه ... چون تو وقتش نمیتونن حرفشون رو بزنن ...

اون وقته که گند زده میشه به هر چی عاطفس ... دختر همسایتون رو نمیگماا ...

می دونی ؟ نمیدونی ... منم نمیگم بهت ... پس بمون تو خمارییییییییییییش ...

آقا ببخشید از موضوع اصلی خارج شدم ...

روز تولد همه واسشون مهمه ... واسه تو هم حتما همین طوره ...

فاطمه وقتی نوشته های بقیه رو دید دلش می خواست مثل اونا برات بنویسه ...

کلی حسرت خورد ...

از دروغ خوشت نمیاد وگرنه میتونست کلی شادی الکی واسه تولدت بکنه . 

عکس ماچ و قلب بزاره ...

اومد که نگی بی معرفته ...

اومد که نگی واسه همه نوشت واسه من ننوشت ...

اومد که ناراحت نشی ... چون از ناراحت شدن داداشش غصه می خورد .

غمش می گرفت وقتی نمیتو نست یه خورده از غمهای داداشش رو به دوش بکشه ...

اما داداشه هیچ وقت نفهمید ... دوست نداشت که بفهمه ...

از غصه می ترکید وقتی نمیتونست به داداشش بفهمونه  ... هیچی ...

دیدی ؟؟؟ بازم نتونست ...

میدونم تو تولد جای این حرفا نیس ...

بی خیال بابا ...

خوش به حالت تولدت تو فصل بهاره ...

امیدوارم همیشه بهاری باشی ... شکوفه هات زده باشه بیرون ...

مواظب خودت باش ... زندگی رو هم سخت نگیر ... همون طور که بگیری پیش میره ...

.

.

.

امروز روز قصه سازیست

زیرا که زیر درخت نارمک سه تار میبافند

خاطره ای وهاج میشود

و عشق را در روزهای عاشقی بیاد میاورد

در عین حالی که بهار است

یاسمین یاس را می بوید . . . ماه می تابد

ومنتظر می ماند تا تولد شدن به ناز

کبوتر به خانه میاید 

وول میخورد . . . لبخند میزند . . .

در روشناییها پا به پا می کند. . . برمی خیزد . . . قد میکشد

۶ ساله می شود

می بالد . . . می خندد

و روز بروز شیرین تر می شود

۱۲ ساله می شود

و آرامش می گیرد

۱۸ ساله می شود و ناقوس خوبی و بدی دنیا در گوشش موج میزند

۲۳ساله می شود

و زمانی که گلها رو لمس می کند

طراوت و شادی گلها بر او می نشیند

گل می شود . . . و می خندد

تولدت مبارک . . .

قربون تو ...

آبجیه تو ...

 فاطمه ...

               God Gave a Gift to The World When You Were Born

                               Happy Your Birthday

                                       BYEBYE

 

 تبريکات همه بچه ها   در 9:6 | | لينک به اين مطلب

namakpaash

جمعی از رفقا :دی

http://namakpaash.blogfa.com

نمکپاش - تولدت مبارررررررررررررررررررک

Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates .